قالب وبلاگ

BLUEPLANET
زندگی زیباست اگر زیبا زندگی کنی 
گام اول:
 
دنیا دو روز است....یک روز با تو و روز دیگر علیه تو ....
روزی که با توست مغرور مشو و روزی که علیه توست ناامید مشو...
زیرا هر دو پایان پذیرند ...
 
گام دوم:
 
بگذارید و بگذرید .....  ببینید و دل نبندید ...... چشم بیاندازید و دل نبازید.... که دیر یا زود ...... باید گذاشت و گذشت...
گام سوم:
 
اشکها خشک نمیشوند مگر بر اثر قساوت قلبها و  قلبها سخت و قسی نمیگردند مگر به سبب زیادی گناهان

ادامه مطلب

[ چهارشنبه 18 دی 1392  ] [ 05:21 ب.ظ ] [ سید حسام طهرانی ] [ نظرات 1 ]

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت!
پرسیدند : چه می کنی ؟
پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و...

آن را روی آتش می ریزم !


ادامه مطلب

[ دوشنبه 25 شهریور 1392  ] [ 08:23 ب.ظ ] [ سید حسام طهرانی ] [ نظرات 0 ]

دعا لاستيک يدک نيست که هرگاه مشکل داشتي از ان استفاده کني بلکه فرمان است که تو را به راه درست هدايت مي کند.

مي دوني چرا شيشيه جلوي ماشين اونقدر بزرگه ولي آينه عقب اونقدر کوچيکه؟! چون گذشته به اندازه آينده اهميت نداره. بنابراين هميشه به جلو نگاه کن و ادامه بده.

دوستي مثل يک کتابه. چند ثانيه طول مي کشه که آتيش بگيره ولي سالها طول مي کشه تا نوشته بشه.

تمام چيزها در زندگي موقتي هستند. اگر خوب پيش مي ره ازش لذت ببر، براي هميشه دوام نخواهند داشت. اگر بد پيش مي ره نگران نباش، براي هميشه دوام نخواهند داشت.

دوستهاي قديمي طلا هستند


ادامه مطلب

[ پنج شنبه 21 شهریور 1392  ] [ 11:42 ق.ظ ] [ سید حسام طهرانی ] [ نظرات 0 ]

کودکی 10 ساله که دست چپش در یک حادثه رانندگی از بازو قطع شده بود ، برای تعلیم فنون رزمی جودو به یک استاد سپرده شد .

پدر کودک اصرار داشت استاد از فرزندش یک قهرمان جدا بسازد استاد پذیرفت و به پدر کودک قول داد که یک سال بعد می تواند فرزندش را در مقام قهرمانی کل باشگاه ها ببیند! در طول شش ماه استاد فقط روی بدنسازی کودک کار کرد و در عرض این شش ماه حتی یک فن جودو را به او تعلیم نداد 


ادامه مطلب

[ یک شنبه 20 مرداد 1392  ] [ 02:43 ب.ظ ] [ سید حسام طهرانی ] [ نظرات 4 ]

دوست دیرینه اش در وسط میدان جنگ افتاده ، می توانست بیزاری و نفرتی که از جنگ تمام وجودش را فرا گرفته ، حس کند.سنگر آنها توسط نیروهای بی وقفه دشمن محاصره شده بود.

سرباز به ستوان گفت که آیا امکان دارد بتواند برود و خودش را به منطقه مابین سنگرهای خود دشمن برساند و دوستش را که آنجا افتاده بود بیاورد؟ ستوان جواب داد:


ادامه مطلب

[ یک شنبه 20 مرداد 1392  ] [ 02:37 ب.ظ ] [ سید حسام طهرانی ] [ نظرات 4 ]

روزی رسول خدا (صل الله علیه و آله) نشسته بود، عزراییل به زیارت آن حضرت آمد
پیامبر(صل الله علیه و آله) از او پرسید:
ای برادر! چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستی
آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟
عزارییل گفت در این مدت دلم برای دو نفر سوخت:


ادامه مطلب

[ شنبه 5 مرداد 1392  ] [ 10:50 ق.ظ ] [ سید حسام طهرانی ] [ نظرات 1 ]

 

جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت :

بین شما کسی هست که مسلمان باشد ؟

همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکمفرما

شد ، بالاخره پیرمردی با ریش سفید از جا برخواست و گفت :

آری من مسلمانم.

جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا 


ادامه مطلب

[ جمعه 4 مرداد 1392  ] [ 07:31 ب.ظ ] [ سید حسام طهرانی ] [ نظرات 2 ]

 

در سفر بودا به دهی زنی مجذوب سخنان او شد و از او خواست تا مهمان وی باشد.

کدخدا به بودا گفت :

«این زن، هرزه است به خانه‌ی او نروید»

بودا به کدخدا گفت :

 


ادامه مطلب

[ جمعه 4 مرداد 1392  ] [ 07:21 ب.ظ ] [ سید حسام طهرانی ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  

درباره وبلاگ

نویسنده وبلاگ
آمار سایت
كل بازديدها : 66509 نفر
كل مطالب : 31 عدد
تعداد کل نظرات: 32 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: یک شنبه 30 تیر 1392 
آخرین بروز رسانی : سه شنبه 9 تیر 1394 
امکانات وب

دانلود آهنگ جدید